تبليغاتX
sarzamine Hector
 
   
 

السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام

الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم...

شهادت مظلومانه امام حسین راخدمت امام زمان (عج)وتمام شیعیان تسلیت عرض مینمایم

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
 

یعنی اینا خیالیه فقط یه قاب خالیه 

                                              داشتن توبرای من آرزوی محالیه

 

دلم می خواست بازم تورو یه شب تو خواب ببینمت

                               مثل گلای نیلوفر ازروی آب بچینمت

                                   بازم می شد با همدیگه کنار دریا بشینیم

                                                یا بپریم به آسمون آبی عشقو ببینیم

دلم می خواست با همدیگه تنهایرو قال بزاریم

                 دل بکنیم ازاین قفس برای هم بال بزاریم

                            سر بزاریم رو دوش هم برای هم گریه کنیم

                                          باهمه مهربون باشیم برای هم گریه کنیم

                 

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
 

با يک شکلات شروع شد
من يه شکلات گذاشتم توي دستش ،او يک شکلات گذاشت توي دستم.
من بچه بودم ،او هم بچه بود.
سرم را بالا کردم، سرش را بالا کرد.
ديد که مرا مي شناسد ،خنديديم.
گفت: "دوستيم"
گفتم: "دوست دوست"
گفت: "تا کجا؟"
گفتم:"دوستي که تا نداره"
گفت: "تا مرگ؟"
خنديدم و گفتم:"من که گفتم تا نداره!"
گفت: "باشه، تا پس از مرگ!"
گفتم:"نه، نه، نه، تا نداره"
گفت: "قبول، تا اونجا که همه دوباره زنده ميشن ، يعني زندگي پس از مرگ.
باز هم با هم دوستيم. تا بهشت، تا جهنم، تا  هر جا که باشه منو تو با هم
دوستيم."
خنديدم ،گفتم:"تو براش تا هر جا که دلت مي خواد يک تا بذار.اصلا يه تا بکش
از اين سر دنيا تا اون سر دنيا.اما من اصلا تا نمي ذارم."
نگاهم کرد ، نگاهش کردم . باور نمي کرد ، مي دونستم.
او مي خواست حتما دوستي مان تا داشته باشد . دوستي بدون تا را نمي فهميد.

گفت: "بيا براي دوستي مون يه نشانه بذاريم"
گفتم:"باشه، تو بذار"
گفت: "شکلات. هر بار که همديگرو مي بينيم يه شکلات ماله تو، يکي مال من.باشه؟"
گفتم:"باشه"
هر بار شکلات مي ذاشتم توي دستش ،او هم يه شکلات توي دست من.
باز همديگرو نگاه مي کرديم يعني که دوستيم.دوست دوست.
من تندي شکلاتمو بازميکردم ميذاشتم تو دهنم تندو تند مي مکيدم
مي گفت:"شکمو! تو دوست شکمويي هستي"
وشکلاتشو ميذاشت توي يک صندوقچه کوچولوي قشنگ.
ميگفتم:" بخورش"
ميگفت:" تموم ميشه مي خوام تموم نشه برا هميشه بمونه"
صندوقچش پر از شکلات شده بود هيچکدومشو نمي خورد .من همشو خورده بودم.
گفتم:"اگه يک روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن يا کرمها اون وقت چي کار ميکني؟"
ميگفت:"مواظبشون هستم"
ميگفت:" مي خوام نگهشون دارم تا موقعي که دوستيم"
و من شکلاتمو ميزاشتم تو دهنم و
مي گفتم:" نه نه نه نه تا نه دوستي که تا نداره !!"

     يک سال ،دو سال ،چهارسال، هفت سال ،ده سال ،بيست سالش شده .اون بزرگ شده .
من هم بزرگ شدم ،من همه شکلاتامو خوردم اون همه رو نگه داشته.
اون اومده امشب تا خداحافظي کنه مي خواد بره اون دور دورا .
ميگه:" ميرم اما زود برميگردم"
من که ميدونم اون بر نميگرده.
يادش رفت به من شکلات بده
،


من که يادم نرفت، يه شکلات گذاشتم کف دستش.

گفتم این برا خوردن و یه شکلات هم گذاشتم کف اون  دستش

گفتم:"اين هم اخرين شکلات براي صندوقچه کوچولوت"
يادش رفته بود يک صندوقچه داره برا شکلاتاش، هر دوتا رو خورد.
خنديدم! ميدونستم دوستي اون تا داره اما دوستي من تا نداره.
خوب شد همه شکلات هامو خوردم .اما اون هيچ کدومشو نخورد.
حالا با يه صندوق پر از شکلات نخورده چي مي کنه؟؟؟!!!

دانلود دکلمه

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
   
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
  شاید باز هم همان ملال همیشگی تو به سراغم آمده اینبار فقط قطعه ای کوچک برایت می نویسم چون بغضم بیش از این امان نمی دهد
من تورا از کوچه های حسرت گرفته ام
از تمام شب های تنهایی
از لحظات تودرتوی دلهره
از عذاب دقایق بی کسی
از تمام سالهای ...............
بگذریم
یک کلام دوستت دارم
 
 
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
 

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم ** با چهارتا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم
من باشم و تو باشی و یه جفت دلای بی قرار ** فرصت خوب انتقام از لحظه های انتظار
فکرشو کن عروسکم به اون شب پرالتهاب ** چشماتو روی هم بذار امشب به یاد من بخواب
فکرشو کن دستای من رو قلب تو جون بگیره ** دل، دل بی قرار تو تو سینه آروم بگیره
نه ساعتی باشه که شب سربره و تموم بشه ** نه هیچ کسی سر برسه ثانیه‌ای حروم بشه

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
 

اگر همه ما قرار بود درباره عشقمان بنويسم فكر مي كرديد چند صفحه را سياه مي كرديم؟
و اگر قرار بود هر روز مطلبي درباره احساس و عشقمون بنويسيم تا چه مدتي ميتوانستيم مطالب غير تكراري بنويسيم!
چرا بعضي از ما به عشقمان مي گوييم يك دنيا حرف داريم كه بايد به او بگوييم،آيا اگر قرار باشد همه آنها را بنويسيم بيش از چند صفحه ميتوانيم بنويسيم؟
من فكر ميكنم خودم جواب برخي سوالها را دارم.
بعضي وقتها عشق يك نفر آنقدر بر دل آدم سنگيني مي‌كند كه آدم فكر ميكنه يك دنيا را در دل خود جا داده است.
در حقيقت ما يك دنيا حرف نداريم ما يك دل احساس داريم.
اگر قرار بود احساس خودمان را هر روز مي نوشتيم شايد هر روز مينوشتيم " دوستت دارم " و كساني كه عشقي در دل دارند ميدانند كه اين جمله هرگز تكراري نخواهد شد و هربار شنيدن آن (يا بهتر بگم فهميدن آن) حتي از خواندن يك كتاب حرفهاي عاشقانه ارزش بيشتري دارد.
به نظرم خوشبختي يعني اينكه بدوني يك نفر دوستت داره و شيرين ترين لحظه ها زمانيست كه ميشنوي كسي مي‌گويد كه "دوستت دارم".

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
   
 

سایز واقعی

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور